Tuesday, June 24, 2008

تاملاتی در باب قانون اساسی اسرائیل ۱

همیشه حسم این بوده که ایران و اسرائیل شباهتشون خیلی زیاده، نه چون گروهی از این دو با جنس مخالف دست نمی‌ده‌ یا بعد از غذا ساکت می‌شینه و دعا می‌خونه و مشکلی نداره که تو معطل نشستی، بلکه بیشتر بدین خاطر که هر دو اونا همت‌شون براینه که هویت خودشون رو بر اساس دین خودشون تعریف کنن.
دنباله این کنجکاوی بدین‌جا کشید که کمی به تاریخچه قانون اساسی اسرائیل نگاه کنم. اما قبلش یک نکته.

نکته: عجیب نیست که ما این همه روشنفکرهای عرب رو تحویل می‌گیریم درحالیکه جامعه‌ای که اونا ازش برخاستن نه انقدری که ایران هم دموکراسی بسته دغدغه‌ی دموکراسی دارن و نه به دموکراسی شهرت یافتن. اما در عوض کاملا بی‌خیال روشنفکرای اسرائیلی شده‌ایم و از اون مهمتر تقلایی که در آشتی دادن ارزش‌های غربی و تورات کرده‌اند.

باری، من هم مانند بقیه‌ی آمریکایی‌ها گمانم بر این بود که هر جامعه‌ی موفقی الگو گرفته از آمریکاست و خب هیچ نمی‌دانستم که انگلیس یک قانون‌اساسی رسمی و تنظیم شده آن‌گونه که قانون‌اساسی آمریکا نوشته شده ندارد. اسرئیل هم چنین است اما به دلایل متفاوتی از انگلیس. قرار بر این بود که این سند تا سال ۱۹۴۸ تهیه شود اما به گفته الازار (یکی از تینک تنک‌های اسرائیل) در مجلس اول که کارکرد مجلس موسسان نیز داشت، بحث بسیار شد که آیا قانون‌اساسی نوشته شده‌ای تنظیم گردد یا خیر. اما بحث به جایی نرسید چه گروه‌های مذهبی مخالف این ایده بودند که قانونی اساسی‌ای غیر از تورات وجود داشته باشد و البته گروه‌های چپ نیز مطمئن بودند که عقایدشان هیچ انعکاسی در قانون‌اساسی نخواهد یافت پس چه بهتر که قانون‌اساسی‌ای وجود نداشته باشد. نتیجه این شد که دیوید بن گوریون (اولین نخست وزیر اسرائیل) به مجلس موسسان پیشنهاد داد که نوشتن آن به تدریج انجام شود و هر مجلسی می تواند بندی بدان اضافه نماید و یکی از دلایل او این بود که باید منتظر ماند تا عموم یهودیان از سراسر جهان با خانه خود بازگردند. اگر کنجکاوید پیش‌نویس آن این‌جاست (با آخرین تغییرات مجلس شانزدهم) که تاکنون ۱۴ قانون تصویب گشته‌اند که از جمله آنان قانون معروفی است که قدس را پایتخت اسرائیل نمود و در سال ۱۹۸۰ تصویب شد.
‌ در «هاشمی بدون روتوش» خواندم که خمینی چه اسراری بر این داشت که همه چیز به سرعت شکل گیرد. تحلیل هاشمی این بود که مردم تشنه مشارکت بودند و می‌بایست با رای مردم حکومت و چارچوب مملکت را تعیین کنیم. تحلیل خوشایندی است اما اکنون و بعد از ۳۰ سال آیا انعطاف‌پذیری لازم در آن تعبیه شده بود؟

بحث‌های آشنا به کنار، آنچه من واقعا بدان کنجکاو بودم این بود که چگونه اسرائیل توانست خود را دولتی برای یهودیان سازد و هم‌چنان در بین غربیان شناخته شده به دولتی سکولار باشد که دینی را ترویج و ترجیح نمی‌دهد وبازجالب‌تر اینکه همچنان بانی یهودیان خارج از اسرائیل نیز بماند. به گمان من، این از موفقیت‌های اسرائیل است و موفق‌تر آنکه توانست آن را خصوصا در تقابل با کشورهای عرب و همسایه دیکتاتور خود به برگ برنده ساسی-اقتصادی در برابر کشورهای غربی تبدیل کند.

الان باید برم سرکار (۱۱ ظهر!) بقیه‌ش باشه برای بعد

Labels: ,

0 Comments:

Post a Comment

<< Home