|
Ehsoonha |
|
از دور که ديدمت نگاهم نزديکت آورد نه سری به آشنايی تکان دادم نه کلامی اما ايستادم به تماشا در ادامه که قدم برداشتی در آخرين فرصت لبخندم آمد و ماند. ماند و حالا و هر شب، زنده است. |
دوشنبه، 25 دى، 1385
آمديم
بی تو روزها شمرده شمرده، لَخت، گذشتند. تو آمدی روزی پیش، روزها می رقصند و می رقصم. بر این ریاضی شده، خرده نگیر اگر می خورم زمین را آن رقص هم از تو می آموزم. |
Home Archives نوشته ها Private Blog
Kid Don
|